كد تغيير شكل موس


دل نوشته های من
دل نوشته های من
این وبلاگ منه وبلاگی با همه چیز! مخصوصا دل نوشته ها.....و در اخر نظر فراموش نکنید

خیر سرمون رفتیم عضو یه سایتی شدیم یه هفته در میون بستس حالا هم که همه تنظیماتم بهم ریخته چی بگم والا

۱۳٩٠/۱٢/٢٩ | ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

اگر کسی زبانم لال به وبلاگ سر زد تقدیم به اون

.

.

.

.

.

دو دو دو دو دو دو دو دو دودو دودودو دودو دو(اهنگ عید)

پوم(بمب عید)

عید بر همگی مبارک

۱۳٩٠/۱٢/٢۸ | ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

در حالی که فاصله ی کمی دارید...

...حالا چند تا داری؟؟؟

چند تا میخوای؟؟؟

یه 5 تایی بده...

مرد نگاهی به دورو بر میاندازد وبسته ای را از استینش در می اورد باز میکند و 5 عدد از محتویات جعبه به شما میدهد.

در داخل جعبه چیست؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

زنبورک برای چهار شنبه سوری!!!

از ان نوشته ی بالا ادم میفهمه که ترقه مرقه هم مثل مواد مخدر شده اون مردی که اینا رو میفروشه بد بخت می خواد برای جنس هم زنگ بزنه اول دور و برش رو نگاه میکنه!!!   تازه جالب اینه که وسیله هاشم قانو نین و بیشترش (که من از اونا میخرم) دولت اجازه ی فروش داده(غیر نارنجکا!)

ولی سودی داره برا خودش ...

ولی من اهل بمب و این چیزا نیستم به 3 دلیل

1.دخترملبخند

2.ازشون (یا همون صداشون )میترسم!نیشخند

3.مثبتمفرشته

۱۳٩٠/۱٢/۱٧ | ۸:۳۸ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونهء سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیچ کس نیومد
سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونهء سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر بیای همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بی خوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاج به نور خورشید
تنهای بی سنگ صبور
خونهء سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیچ کس نیومد
سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش

۱۳٩٠/۱٢/۱٠ | ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

دیکتاتور کیست !؟

بچه ای است ۲ ساله

که ۲۰ نفر مجبورند به خاطر اون کارتون نگاه کنند!

۱۳٩٠/۱٢/٤ | ٥:۱۱ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

هرکس دوای درد منو میدونه بمن بگه:

تنهام توی مدرسه یعنی دوست ندارم یا بهتر بگم  دوستی که دوست باشه و نبودم رو احساس کنه ندارماون دوستی که توی "تعلیمات اجتماعی" گفته ندارم.همه میگن مگه میشه؟ همه با ادم دشمن باشن؟(چون توی مدرسه طرفدار ندارم) ولی حلا که شده چه میشه کرد ولی خودم میدونم چرا:

چون عقیده من مثل اونا نیست فکر من مثل اونا نیست چیزی که توی انتها میخوام بش برسم مثل اونا نیست دلیل پا کامپیوتر نشستنم دلیل پا کامپیوتر نشتن اونا نیست و....

هر وقتی چند تای جمع میشن کنار هم من میرم کنارشون میگن برو بچه مثبت این حرفا رو نمیخواد بشنوی. یا اگه هیچ چیز هم بهم نگنخودم کلافه میشم و مجبور به دوری میشم.

بهم میگن توی زمان ما هم از این بچه ها بود ولی با ما اینطور رفتار نمیکردن مگه میشه؟

میگم توی زمان شما ولی حالا نه..........

و در اخر زمان خودتون با این زمان با هم فرق کرده!

۱۳٩٠/۱٢/٤ | ۳:٥۱ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

کودک نجوا کرد : خدایا با من حرف بزن

مرغ دریایی آواز خواند، کودک نشنید

سپس کودک فریاد زد : خدایا با من حرف بزن

رعد در آسمان پیچید ، اما کودک گوش نداد

کودک نگاهی به اطرافش انداخت و گفت : خدایا بگذار ببینمت

ستاره ای بدرخشید ولی کودک توجه نکرد

کودک فریاد زد : خدایا به من معجزه ای نشان بده

ویک زندگی متولد شد ، اما کودک نفهمید

کودک با نامیدی گریست خدایا با من در ارتباط باش بگذار بدانم اینجایی

بنابراین خدا پایین آمد و کودک را لمس کرد ولی کودک پروانه را کنار زد ورفت

۱۳٩٠/۱٢/٤ | ۳:٤۳ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()


پیش از اینها فکر می‌کردم خدا
خانه ای دارد کنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان
رعد وبرق شب، طنین خنده اش
سیل و طوفان، نعره توفنده اش
دکمه ی پیراهن او، آفتاب
برق تیغ خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان، دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می‌پرسیدم، از خود، از خدا
از زمین، از آسمان، از ابرها
زود می‌گفتند: این کار خداست
پرس وجو از کار او کاری خطاست
هرچه می‌پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است
تا ببندی چشم، کورت می‌کند
تا شدی نزدیک، دورت می‌کند
کج گشودی دست، سنگت می‌کند
کج نهادی پای، لنگت می‌کند
با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو و غول بود
خواب می‌دیدم که غرق آتشم
در دهان اژدهای سرکشم
در دهان اژدهای خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می‌شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا ...
نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می‌کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
...
تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدم، خوب و آشنا
زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست؟
گفت، اینجا خانه‌ی خوب خداست!
گفت: اینجا می‌شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
با وضویی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد
گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟
گفت : آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست
مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم، نامی ‌از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست، معنی می‌دهد
قهر هم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با دوست معنی می‌دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است...
...
تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی، از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود
می‌توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا
می‌توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می‌توان درباره ی گل حرف زد
صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت
می‌توان با او صمیمی ‌حرف زد
مثل یاران قدیمی‌ حرف زد
می‌توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می‌توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می‌توان درباره ی هر چیز گفت
می‌توان شعری خیال انگیز گفت

مثل این شعر روان و آشنا:
پیش از اینها فکر می‌کردم خدا

۱۳٩٠/۱٢/٤ | ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

یه اهنگی بود میگفت دیگه انتهای راه همه الکی شده.

حالانمیدونم راه من هم انتهاش الکی هست؟

یه لحظه فکر کنید میخواید به کجا برسید انتهای راه شما کجاست؟ یه کاری کنید انتهای راهتون الکی نشه.

۱۳٩٠/۱٢/٤ | ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

علف هرزه چیست ؟ گیاهی است که هنوز فوایدش کشف نشده است .

۱۳٩٠/۱٢/۳ | ٧:٥۳ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

سه‌پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند 
 
قمقمه :   پَ ن پَ قم هالیووده 
 
خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است 

زنبوردار : کسی که همسر بلوند دارد

کاشمری : در آرزوی ازدواج

کاج : نمایندگی انتشارات گاج در دوبی

ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد

هشتگرد : ۵

وایمکس : درنگ چرا ؟

خراب : نوعی نوشیدنی حاوی تکه های کوچک خر

شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد

گشتاور: یک سری همسایه نخاله که به هنگام برگزاری مهمانی‌های شبانه پلیس را
خبر می کنند.

البرز: عربها به « پرز » گویند

چرا عاقل کند کاری‌:‌.....
...  یک ضرب المثل شیرازی

هردمبیل: جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود

غیرتی: هر نوع نوشیدنی به جز چای

قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود

پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد

مختلف : مرگ مغزی

مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند

جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست

توله سگ : حاصل تقسیم مساحت سگ بر عرض آن

کته ماست : آن گربه مال ماست

Saturday : روز جهانی ساطور

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟

یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ‌ها

وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر

اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن

نیکوتین : نوجوانی خوش سیرت

نلسون ماندلا: نلسون اون وسط گیر کرده

تهرانی: تیکه های هلوی باقیمانده ته آبمیوه
۱۳٩٠/۱٢/۱ | ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند


Saturday : روز جهانی ساطور


Freezer side by side: کسیکه کنار هرکی میشینه، زر مفت میزنه


کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟


سه‌پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند


وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر


Category: این گربه کدوم گوریه؟


Morphine: باید بیشتر فین کنی


Keyboard: چه کسی برنده شد؟


MissCall: دختر نا بالغ را گویند


Freezer: حرف مفت


Already: گند زدی به همش رفت !


نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده


کته ماست : آن گربه مال ماست


مشروبات : روبات مشهد رفته


نرگس : موجود مذکری که مرتب حدس می زند


کدبانو: دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد


چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد ۴ برای شما شانس بیاورد


کالسکه: هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد


جاسبی : فقط باش


مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند


سوغاتی : بسیار عصبانی


عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر


پدافند : پس گفتی دافن؟


مانیکور – پدیکور : دو برادر نابینا به نام مانی و پدرام


کولر:زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد


کامران : راننده کامیون


مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند


روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند


پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد


Superman : مرد بقال !


کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنت است


شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است!


بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی‌


پسمانده : پ نه پ رفته!


Diamond Ring : داییمون زنگ زد


مناجات : انواع و اقسام مونا


کره حیوانی : بیچاره ناشنواست


انبر : داروی برطرف کننده اسهال!


کلکته : بین گربه ها کل افتاده


خاموش : موش نپخته


شیاف : او خاموشه (She Off)


مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید


دیپلماتیک : فرد دیپلمه ای که ماتیک زده


واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است
۱۳٩٠/۱٢/۱ | ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

امروز ازمون علمی داشتم همه درسامم شب امتحان خوندم!نیشخنداخه این فناوری جدید که وقت درس خوندن نمیده!

خدا رحم کنه نتیجه رو !ولی 90% قبولم .

۱۳٩٠/۱٢/۱ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

ما انسان ها چقدر جالبیم ! من خودم وقتی یک نفر نوشتهی وبلاگش رو قفل میکرد اعصابم خرد میشد ولی خودم وبلاگم رو قفل کردم!خنده

۱۳٩٠/۱٢/۱ | ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

حالا بعد این همه که من یه روز در میو اپ میکنم هیچ کس (جز بابام) وبلاگ رو نمی بینهمنتظر

۱۳٩٠/۱٢/۱ | ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

About
.............................................

Menu
.............................................
Authors
.............................................
WebLink
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................




.









Online User
/html