دل نوشته های یک بچه مثبت

دغدغه های کوچک من

ترجمه خودم

A girl asked a boy if she was pretty, he said "No". She asked him if he wanted to be with her forever, he said "No". Then she asked him if he would cry if she walked away, he said "No". She had heard enough; she needed to leave.

As she walked away he grabbed her arm and told her to stay. He said "You're not pretty, you're beautiful. I don`t want to be with you forever, I need to be with you forever. And I wouldn't cry if you walked away, I would die."

دختر از پسر پرسید : ایا من قشنگ هستم؟ پسر گفت نه. دختر پرسید : ایا می خواهی تا ابد پیشم بمانی؟ پسر گفت نه. دختر پرسید : اگه من برای همیشه برم پشت سرم گریه میکنی؟ پسر گفت نه. دختر به اندازه کافی شنیده بود اون لازم داشت که اون جا رو ترک کنه

پسر بازوی دخر رو گرفت و گفت : وایسا تو قشنگ نیستی تو زیبا هستی من نمی خواهم همیشه با تو بمانم  چون نیاز دارم که با تو برای همیشه بمانم و وقتی برای همیشه میروی پشت سرت گدیه نمیکنم بلکه میمیرم

نوشته شده در شنبه ۱۳٩۱/۱/۱٩ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ توسط شیدا رشیدی نظرات () |



      قالب ساز آنلاین