دل نوشته های یک بچه مثبت

دغدغه های کوچک من

من توی تئاترم بعضی وقت ها که حس میگیرم...

چرا دروغ بگم؟ بعضی وقت ها چیز های خیلی کوچیک ناراحتم میکنه ( خیلی دل نازک شدم) اون قدر بهش فکر میکنم که گریم بگیره نمیدونم چرا ولی دلم میخواد گریه کنم(گریه کن گریه قشنگه..) از وضعیت فعلی هم راضیم ولی دیگه دلم میخواد دیگه نمیدونم چرا؟

مثلا یه بار با هزار تا کار گریم گرفته بعد یهو یکی میاد تو اتاق و...

منم مجبورم قعطش کنم وگرنه با سوال های جور واجور رو به رو میشم( اگه مطمئن نبودم که بابام فک میکنه من اپ نمیکنم این طور نمیومدم بنویسم که! بابا اگه داری شانس من میخونی لطفا سوال نپرس) بعدش هم دیگه گریم نمیاد اعصابم خورد میشه ها

ولی به نظر شما چرا این طوریم؟

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩۱/٢/۳۱ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط شیدا رشیدی نظرات () |



      قالب ساز آنلاین