دل نوشته های یک بچه مثبت

دغدغه های کوچک من

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!

من دیشب ساعت 1:30 برگشتم. خیلی خوش گذشت جای شما خالی. البته یه نکته های منفیی هم داشت ولی کلا خوش گذشت.

الان حال ندارم بعدا بیشتر مینویسم عکسام رو هم میزارم.

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٧ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ توسط شیدا رشیدی نظرات () |

بچه ها بلاخره دارم میرم مشهد!تشویق

همید الان داریم از خونه میزنیم بیرون 4 روز هم اونجاییم

فقط حیف که نشد با قطار بریم داریم به خاطر همین داریم با هوا پیما میریم.

بلاخره امام رضا ما رو هم طلبید و قسمت شد بریم.فرشته

از این به بعد من رو "مشهدی شیدا!"یا "مش شیدا" باید صدا کنید!:) نیشخند

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٢ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط شیدا رشیدی نظرات () |

سلام من از شمال برگشتم!

البته پریروز!

خیلی خوب بود دریا هم رفتیم البته مدتش خیلی کم بود

شمال به هر کی خوش نگذشت به شکما خوش گذشت!!

چون روز اخر ناهار جوجه خوردیم شامشم دنده!

فکر کنید یه دل سیر ناهار ساعت 4 خوردیم بع شاعت12 شب تازه شروع به کباب کردن کردیم!

الانم تهرانم

احساس میکنم اومدم تور دور ایران!

امروز خواب موندم نرفتیم پیش دوستام ولی فردا میریم!

خوش باشین!

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩۱/٦/٧ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط شیدا رشیدی نظرات () |

سلام من شمالم!

هوای خلی خوبی داره جاتون خالی!

البته امروز هوا بارونی بود و ...

خلاصه ما که توی ماشین بودیم خیلی خسته شدیم

ولی روزای قبلش خیلی خوب بود مخصوصا شباش که مافیا بازی میکردیم!

فردا داریم میریم ولی دریا نرفتیم!

دعاکنید هوا خوب بشه چون هنوز داره بارون میاد اخه شمال به دریاشه!

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩۱/٦/٢ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط شیدا رشیدی نظرات () |



      قالب ساز آنلاین