كد تغيير شكل موس


داستان طنز - دل نوشته های من
دل نوشته های من
این وبلاگ منه وبلاگی با همه چیز! مخصوصا دل نوشته ها.....و در اخر نظر فراموش نکنید
جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند


Saturday : روز جهانی ساطور


Freezer side by side: کسیکه کنار هرکی میشینه، زر مفت میزنه


کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟


سه‌پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند


وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر


Category: این گربه کدوم گوریه؟


Morphine: باید بیشتر فین کنی


Keyboard: چه کسی برنده شد؟


MissCall: دختر نا بالغ را گویند


Freezer: حرف مفت


Already: گند زدی به همش رفت !


نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده


کته ماست : آن گربه مال ماست


مشروبات : روبات مشهد رفته


نرگس : موجود مذکری که مرتب حدس می زند


کدبانو: دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد


چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد ۴ برای شما شانس بیاورد


کالسکه: هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد


جاسبی : فقط باش


مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند


سوغاتی : بسیار عصبانی


عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر


پدافند : پس گفتی دافن؟


مانیکور – پدیکور : دو برادر نابینا به نام مانی و پدرام


کولر:زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد


کامران : راننده کامیون


مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند


روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند


پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد


Superman : مرد بقال !


کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنت است


شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است!


بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی‌


پسمانده : پ نه پ رفته!


Diamond Ring : داییمون زنگ زد


مناجات : انواع و اقسام مونا


کره حیوانی : بیچاره ناشنواست


انبر : داروی برطرف کننده اسهال!


کلکته : بین گربه ها کل افتاده


خاموش : موش نپخته


شیاف : او خاموشه (She Off)


مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید


دیپلماتیک : فرد دیپلمه ای که ماتیک زده


واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است
۱۳٩٠/۱٢/۱ | ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()


یک بنده خدایی، کنار اقیانوس قدم میزد و زیر لب، دعایی را هم زمزمه میکرد. نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردی و ساحل طلایى انداخت و گفت :
- خدایا ! میشود تنها آرزوى مرا بر آورده کنى ؟
ناگاه، ابرى سیاه، آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هیاهوى رعد و برق، صدایى از عرش اعلى بگوش رسید که میگفت :
- چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد، سرش را به آسمان بلند کرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى کریم ! از تو مى خواهم جاده اى بین کالیفرنیا و هاوایی بسازى تا هر وقت دلم خواست در این جاده رانندگى کنم !
از جانب خداى متعال ندا آمد که :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسیار دوست میدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده کنم، اما، هیچ میدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هیچ میدانى که باید فرمان دهم تا فرشتگانم روى اقیانوس آرام را آسفالت کنند ؟ هیچ میدانى چقدر آهن و سیمان و فولاد باید مصرف شود ؟ من همه ى اینها را مى توانم انجام بدهم، اما، آیا نمى توانى آرزوى دیگرى بکنى ؟
مرد، مدتى به فکر فرو رفت، آنگاه گفت :
- اى خداى من! من از کار زنان سر در نمى آورم ! میشود به من بفهمانى که زنان چرا می گریند؟ میشود به من بفهمانى احساس درونى شان چیست ؟ اصلا میشود به من یاد بدهى که چگونه مى توان زنان را خوشحال کرد؟
صدایی از جانب باریتعالى آمد که : اى بنده من ! آن جاده اى را که خواسته اى، دو بانده باشد یا چهار بانده ؟

۱۳٩٠/٦/۳ | ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ | شیدا رشیدی | نظر یادتون نره! ()

About
.............................................

Menu
.............................................
Authors
.............................................
WebLink
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................




.









Online User
/html