درد من درد یه دختره که خستس، خستس از همه چیز و همه کس، از جامعه ای که پذیراش نیست، دردم درد دختریه که همیشه میاد خوبی کنه ولی حسابی کباب میشه،ولی بازم ادامه میده، با این که همیشه اعتمادش رو زیر پاشون له میکنن بازم اعتماد میکنه، همیشه به خاطر باورهاش ترد میشه، به خاطر علایقس مسخره میشه ;اینا همه باعث میشه نا خوناس رو بخوره ، میزش از خط خطی هاش سیاه بشه و.. ولی این دختر هیچ چیز نمیگه... چون به خودش قول داده که همیشه خوب باشه ...خوب.... چرا انقدر بهای خوب بودن سخته؟ چرا داشتن یه ارزو که خارج وسع فکر دیگران و بیرون خط قرمز های اونا هست انقدر سخته؟

/ 1 نظر / 10 بازدید
احسان

خیلی خوب می نویسی. آینده خوبی داری