ا

اخرین مطلبی که نوشتم رو خوندم دیدم مل اوم موقع هستش که تازه جودی ابوت رو خونده بودم!

از اون موقع خیلی اتفاق افتاده که ننوشتم:

مدرسه رفتم!،گوشی خریدم،رفتیم شمال،عروسی،لنا و....

وای حالا باید همه ی اینا رو تایپ کنم!

......................................................

واقعا من این جا دارم با کی حرف میزنم؟؟ ؟ :|

قبلا مسخره میکردم میگفتمم این خارجی ها با دفتر خاطراتشون حرف میزنن میگن : دفتر خاطرات عزیز سلام!

حالا میبینم خودم دارم با یه وبلاگ حرف میزنم:|

/ 5 نظر / 10 بازدید
✿nazi✿

چرا مسخره باشه؟ خیلی هم قشنگ و لذت بخشه[قلب]

امیر

سلام شبه عیده بد جووووور دلم گرفته... کلی بدهکارم و کلی آرزوهای بزرگ دارم الان که دارم تایپ میکنم اشکام داره بیرون میاد... پناهگاه خیلیا شدم و خودم پناهگاه ندارم... خدا تو زندگیم گم شده... آرزو هام داره گم میشه... هیچی...بی خیال دلم گرفته بود گفتم یه چیزی بنویسم...

فروغ

شیداجووون چطوری با امتحان دفاعی امروز؟؟؟؟؟؟[سوال][زبان][نیشخند] . . . . اپـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـم

حسين

خوب كاري ميكني كه چيزايي كه اتفاق مي افته رو مينويسي حالا چه خوب چه بد.اگه تو دلت نگهداري بد ضرر ميكني.

حسين

در ضمن سايت خوبي هم داري.