توقع بازگشت

راستش چند وقت بود میخواستم یه چیزایی در همین مورد بنویسم ولی وقت نمیشد ولی اتفاقات امروز مجبورم کرد الان بنویسم

امروز یه محبتای که توقع نداشتم از کسایی که توقع نداشتم بهم شد!مثلا یکی از بچه های پیشرفته تو باشگاه نشست زانوم رو بست یا یکی از بچه ها  کلی توی چت اصرار داشت که فردا باهاشون بیام تماشای مسابقه و نشون داد که براش مهمم!

راجب اونا خوب من خیلی دوسشون دارم برام مهمن حتی معمولا توی خوابم هم هستن!

ولی بعد از این که حدودا یه هفته پیش مجروح شدم ( سر یکی توی مسابقه خورد توی دماغم و خون اومد ) وقتی کسی نیومد توی دستشویی سراغم که ببینه چم شده خیلی دلم شکست که من این همه به اینا اهمیت میدم ولی اونا این طورین؟
تا وقتی که خودم نیومدم بیرون کسی نپرسید چت شد!؟
اون قدر ناراحت شدم که چند شب به خاطرش گریم بگیره
انتظار داشتم اون محبت و اهمیتی که من براشون قاءل هستم رو از اونا پس بگیرم.....ولی این طوری نبود.....
دیگه یه جورایی تصمیم گرفتم (بعدا راجبش بیشتر توضیح میدم) یعنی تصمیم از قبل گرفته بودم ولی شاید خیلی در مورد توقع 
بهش پایبند نبودم
تصمیم گرفتم که من خوب باشم و خوبی کنم بلاخره یه روز اونا میفهمن!
این چند وقته با بی محلی هاشون ناراحت شدم ولی یه جورایی پشت گوش انداختم تا امروز که دقت کردم دیدم همه چیز بهتر شده!
ازم میخوان که باهاشون تا خونه برم برای مسابقه بهم اصرار میکنن یکی که حتی خیلی باهاش صمیمی نیستم میاد توی باندداژ پام بهم کمک میکنه باهام بیشتر گرم میگیرن تماس اینترنتی برقرار میکنن و....
شاید اتفاف های کوچیکی باشه ولی منو خوشحال کرد!          
شاید برای بقیه مسخره باشه که بیشتر اونا از من یه سال کوچکتر هستن ولی ما چندین ساله که یه گروهیم و من بهسشون وابستم
بعد این اتفاق وقت کردم دیدم شاید پایین اومدن توقعم باعث اینا شده...
واقعا نمیدونم نظر شما چیه؟
/ 0 نظر / 13 بازدید